نقل می کنن که: یارو رفت پیش حکیم الحکما که چه کنم که صد سال عمر کنم.
دکتره پرسید: اهل آلکوهولیجات که نیستی؟
فرمود: استغفرا...
- سر و دلت که اینور و اونور نمی پره؟
+ لا اله الا ا...
- مسافرتهای دور و دراز به جاهای بلاخبز که نمیری؟
+ خیر عزیز
- ....
+ ابدا
- ....
+ بلا به دور
....
بعد این همه دکتر بلند شد بهش گفت: آخه بی پدر، صد سال عمر میخوای که چه غلطی باهاش بکنی؟؟؟
نتیجه اخلاقی: ندارد
نتیجه منطقی: ندارد
* اصولا همیشه از حرفهای بچه مثبتانه ای که نتیجه گیری ازش میشه، متنفرم.
دکتر باحالی بوده ها
راست می گفته خب
واسه چی می خواسته اون عمر بی ثمر رو
کلا مسائل بدنی هدفش نبوده شاید میخواسته اختلاس کنه!
آخه نه اینکه اختلاس خیلی به مقاصد روحانی انجام میشه
بله!
در کل ما تو همین هفده سالش زاییدیم چ برسه صد سال!
خدا نسیب نکنه
طولش مهم نیست. امید که سالم باشین