صد سال زندگی؟

نقل می کنن که: یارو رفت پیش حکیم الحکما که چه کنم که صد سال عمر کنم.

دکتره پرسید: اهل آلکوهولیجات که نیستی؟ 

فرمود: استغفرا... 

- سر و دلت که اینور و اونور نمی پره؟

+ لا اله الا ا...

- مسافرتهای دور و دراز به جاهای بلاخبز که نمیری؟

+ خیر عزیز

- ....

+ ابدا

- ....

+ بلا به دور

....


بعد این همه دکتر بلند شد بهش گفت: آخه بی پدر، صد سال عمر میخوای که چه غلطی باهاش بکنی؟؟؟


نتیجه اخلاقی: ندارد

نتیجه منطقی: ندارد

* اصولا همیشه از حرفهای بچه مثبتانه ای که نتیجه گیری ازش میشه، متنفرم.

نظرات 3 + ارسال نظر
جلسه رسمیست دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 16:35 http://jalase-rasmist.blogfa.com

دکتر باحالی بوده ها
راست می گفته خب
واسه چی می خواسته اون عمر بی ثمر رو

ع.خ چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 15:45

کلا مسائل بدنی هدفش نبوده شاید میخواسته اختلاس کنه!

آخه نه اینکه اختلاس خیلی به مقاصد روحانی انجام میشه

شالیزه پنج‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1391 ساعت 14:35 http://www.khabine.blogfa.com

بله!
در کل ما تو همین هفده سالش زاییدیم چ برسه صد سال!
خدا نسیب نکنه

طولش مهم نیست. امید که سالم باشین

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد